تبليغاتX
قاریان خاموش گریه های من
 شب رویایی

شب رویایی

شب از اسم تو سر می ره، پُره لحظه اَزَت این جا

همین حس حضور تو همین رویاییه زیبا

منم قصه نویس تو، همین جا باورت می شه؟

نگاهت رُ بدوز این جا، به عکسمون روی شیشه

به میز شیشه ای، گلدون، به این تصویر رویایی

خودتم باورت می شه چه بی رحمانه زیبایی

جهان پیش نگاه توبه یه ارزن نمی ارزه

نگا کن وقتی پیشِتم دیگه دستم نمی لرزه

تو فال قهوه ی چشمات تموم شد سرنوشت من

ببین قبر غرورم رُ تو چالِ گونه هات کندن

همین امشب فقط من رُ صبورانه تماشا کن

بزار غرق نگات باشم، نترس، مُردم تو حاشا کن

بزار این آخرش باشه خیال کن غرق رویایی

اگه مُردم بدون قاتل! که بی رحمانه زیبایی!...

                                                    "لیدا علیزاده"

 

 

|+| نوشته شده توسط لیدا علیزاده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388  |
 
 
بالا