تبليغاتX
قاریان خاموش گریه های من
 وارث مسیح

 

         وارث مسیح

 

توی این شبایی که نیستی و دلواپستم

دلخوشیم فقط همین ترانه های خستهَ مه

به خودم می گم که این شبا به آخر می رسه

دیگه این شکنجه ی دوریِ دستا بَسَمه

 

توی این شبا که یادت تو دلم پرسه زده

دل به این واژ ها ها بستمُ قرنطینه شدم

حالا تو عُمقِ وجودم تو رُ احساس می کنم

خنده دارِ عاشقِ خودم تو آیینه شدم

 

این شبا دلم هوایی شده و یادِ توام

دیگه زندگی برام مرگِ و من یه مُرده ام

وارثِ معجزه ی مسیحِ من زنده کُنم

می دونم یه کهکشونی و برات یه خُرده ام

 

آخه یه طعمی داره نوازشا ی دستِ تو

که می ارزه این طوری واسِ تو پرپر بزنم

به خدا حتی می ارزه التماست بکنم

واسه ی داشتن تو این در و اون در بزنم

 

نمی دونم تو چه وردی می خونی تو گوشِ من

وقتی که پیشِ منی دنیا برام آبی می شه

وقتی نیستیُ باید تنهایی هامُ پُر کنم

هرکاری کنم بازم این دلم آروم نمی شه

 

لحظه ها رُ می شمرم تا که بیای به دیدنم

تا سر انگشتِ عزیزت گیسوهامُ ناز کنه

یه دوسِت دارم بگی به احترامِ عاشقیم

گره ی مشکلامُ  همون یه جمله باز کنه

 

تو مرامِ چشمای آسمونیت اینُ دیدم

یا علی گفتی به من تا آخرش با من می یای

آخه دُردونه ی من همین یه جمله رو بگو

که توی تمومِ آدما فقط منُ می خوای

                                 "لیدا علیزاده"

     
|+| نوشته شده توسط لیدا علیزاده در سه شنبه دهم دی 1387  |
 آخر

        آخر

 

حالا که این جوری واسَت

رو شده دستِ گریه هام

وقتی نگام داد می زنه

هیشکی رُ جز تو نمی خوام

وقتی می فهمی نفسم

فقط از اسمِ تو پُره

حالا که راهِ زندگیم

بی تو به بن بست می خوره

حالا که بی تو مردنم

از زنده بودن بهتره

خُر و پُفِ ثانیه ها

حوصله َمو سر می بره

حالا که هر کی با نگاش

یه جورایی طعنه می گه

دلت می یاد جدا کن

اسممونُ از همدیگه؟؟؟

تو سرنوشت من بمون

نگو به هم نمی رسیم

تقدیرمُ خط خطی کن

نگو به آخر می رسیم

آخرشم هر جا باشه

اونُ کنار تو می خوام

طاقت می یارم آتیشُ

بهشتُ با خودت می خوام

                            "لیدا علیزاده"

     
|+| نوشته شده توسط لیدا علیزاده در دوشنبه دوم دی 1387  |
 
 
بالا